حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمه 3

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

ز خالق كم ، از جمله « 1 » مخلوق بيش * خرد آمد اندر همه دين و كيش 35 خرد دستگير و خرد دلگشاى * خرد پايمرد و خرد جانفزاى خرد شد دليلِ رهِ ايزدى * به دو ره به رهبر بر ، ار بخردى « 2 » خرد تازه دارد دل و هوش و مغز * خرد را بود كار همواره نغز خرد پرتو لطف يزدان شناس * از او دار در خلوت خود سپاس به حقّ نور چشم روان شد خرد * دليل همه رهروان شد خرد 40 خرد چون دُرَست و بدن چون صدف * صدف راست از دُر به زينت شرف خرد جوهرست و بدن چون عَرَض * ز ذات عرض هست جوهر غَرَض « 3 » به هر دو جهان از خرد بهره يافت * هر آن‌كس كه بر راهِ دانش شتافت نه ممكن كه پويد به راهِ بدى * هر آن كو رود بر رهِ بخردى اگر بهره زو نيستى بيش و كم * ز تكليف بر كس نبودى قلم 45 چو هست اكملِ آفرينش خرد * به دو خلق ره سوىِ خالق بَرَد خرد جوهر آدمى دان ، مبين * خرد را به عقل معاشى قرين « 4 » ز قول خرد باد گفتارِ ما * برين باد پيوسته كردارِ ما « 5 » * كنون ز آفرينش سخن گوش كن * وزآن جان و دل را پر از هوش كن در آفرينش كائنات خدا خواست از كبريايىّ خويش * نمايد ظهور خدايىّ خويش 50 كه گنجى نهان بود پروردگار * چنان خواست گردد نهان آشكار « 6 »

--> ( 1 ) ( ب 34 ) . در اصل : كم ار جمله . ( 2 ) ( ب 36 ) . در اصل : از بخردى . ( 3 ) ( ب 41 ) . ( مصراع دوم ) ، در اصل : هست جوهر عرض . ( 4 ) ( ب 46 ) . در اصل : معاشى نقبين ( ؟ ) . عقل معاشى : قوهء تدبير زندگانى . ( 5 ) ( ب 47 ) . در اصل : كرد ما . ( 6 ) ( ب 50 ) . مضمون اين بيت و نيز بيت بعد ( 51 ) ناظر است به حديث قدسى : قال داود عليه السّلام : يا ربّ لماذا -